به بهانه 9دی؛

از مبارزه در فتنه 88 تا شهادت در سوریه/ از خیابان های تهران تا کوچه پس کوچه های نبل و الزهرا

شهید عربی روزی که فهمید برای دفاع از اسلام و انقلاب باید به کف خیابان های پایتخت برود رهسپار شد و روزی هم که فهمید برای دفاع از مردم و امنیت کشور و برای دفاع از حریم اهل بیت باید به سوریه برود رهسپار شد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا، وقتی از شهادت حرف می زنیم و حسرت شهدا را می خوریم باید بشناسیم شهدا برای رسیدن به شهادت کدام مسیر را پیموده و به وصال یار رسیدند وقتی نام شهدای مدافع حرم را می شنویم نمی توانیم با ذهن دنیایی خود تفسیر کنیم که چگونه می شود کیلومترها دورتر از مرزهای جغرافیایی دور از وطن دور از خانواده ایستادگی کرد در مقابل حرامیانی که نشانه گرفتند اصل اسلام و اصل انسانیت را و به خیال خام خود می خواهند قبور اهل بیت را تخریب کنند.

باید بدانیم شهدا برای پیمودن این مسیر هزاران کیلومتری در همین جا در گوشه ای از شهر و کشورمان نشان دادند مرد میدان های رزم و ایستادگی کردن آن‌ها در همه صحنه های که اسلام به آن نیاز داشت ایستادگی کردند آنجایی که شعله های فتنه می خواست آتش به جان امنیت مردم سرزمین ایران بیندازد مدافعان حرم به میدان آمدند و قبل از اینکه مدافع حرم شوند روزی قهرمانانه سپر شدند تا آتش فتنه دامن مردم سرزمین ایران را نگیرد.

کم نیستند این مردان که آن‌ها را می شناسیم و نمی شناسیم شهید مدافع حرم علی‌اکبر عربی قبل از اینکه مدافع حرم شود قهرمان مبارزه با فتنه گران بود، آن روزها که شعله فتنه به جان کشور عزیزمان ایران افتاده بود شهید عربی که چند ماهی بود طعم شیرین پدر بودن را چشیده بود اما از عمق کینه و فتنه دشمن آگاه بود برای حفظ نظام و برای حفظ امنیت مردم رهسپار خیابان های پایتخت شد تا اگر قرار است زخمی به تن مردم و وطن بنشیند این زخم بر تن او بنشیند او می‌خواست فدایی مردم باشد.

در اوج فتنه 88 که دشمن نه تنها نظام بلکه اصل اسلام و اصل موجودیت این کشور را نشانه گرفته بود شهید عربی در کنار دیگر قهرمانان گمنام سینه سپر کرد تا فدایی این مردم شود.

مریم رضایی همسر شهید عربی در گفتگو با خبرنگار ما از آن روزها می گوید:  شهید به مدت یک ماه برای مقابله با فتنه به پایتخت رفته بود در حالی که  تنها فرزندمان 4 ماه داشت اما رسالت شهید عربی برایش از هر چیزی مهم‌تر بود از اینکه می‌دید رهبر و ولی‌فقیه غصه دار این فتنه هستند قلبش آزرده می‌شد و دوست داشت سهمی در خاموش کردن آتش فتنه و رضایت ولی فقیه زمانش باشد.

همسر شهید عربی ادامه می دهد: علی راه زیادی پیمود تا افتخار شهادت در جوار عقیله بنی هاشم قسمتش شد او برای دفاع از اسلام و انقلاب و مظلومان برایش فرقی نمی کرد کف خیابان های تهران باشد یا کوچه و پس کوچه های نبل و الزهرا در سوریه هر جا که اسلام نیاز داشت شهید عربی دوست داشت سهمی در پیروزی ها داشته باشد.

رضائی می گوید: شهید عربی روزی که فهمید برای دفاع از اسلام و انقلاب باید به کف خیابان های پایتخت برود رهسپار شد و روزی هم که فهمید برای دفاع از مردم و امنیت کشور و برای دفاع از حریم اهل بیت باید به سوریه برود رهسپار شد.

شهید عربی مدت‌ها آرزو داشت تا به سوریه برود و به عنوان مدافع حرم اهل بیت (ع) بجنگد و حرفش این بود که اگر به مبارزه با این تکفیری‌ها در سوریه نشتابیم، باید با آن‌ها در داخل کشور بجنگیم،  کاش شروع داستان شهدای مدافع حرم را از آن سوی مرزها نقل نکنیم تا همه بدانند که مدافعان حرم تنها در  سوریه  و جبهه های سوریه خلاصه نشدند بلکه هرجایی که نیاز به دفاع و نیاز به مقاومت داشت شهدا خودشان را فدای مردم و فدای اسلام کردند.

شهید عربی سال 88 تنها فرزندش 4 ماه داشت که برای مقابله با فتنه گران عازم پایتخت شد  و در سال 94 فرزند سومش 6 ماه داشت که عازم سوریه شد این یعنی شهید عربی ثابت کرد شعار جان و مال و فرزندم فدای اهل بیت را تحقق بخشیده است.

شهید مدافع حرم عربی سالها خادم مسجد مقدس جمکران و حرم کریمه اهل بیت(س) بودند مجاور کریمه بودن و در مجاورت عقیله شهید شدن یعنی شهادت قسمت علی اکبر بود  و سرانجام شهادت در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ در سوریه، حومه حلب، در درگیری با نیروهای تکفیری داعش‌ نصیبش شد.

راستی وقتی او می رفت ، بچه‌ها را از خواب بیدار نکرد. فقط چند دقیقه‌ای بالا سرشان ایستاد و نگاهشان کرد. بعد هم بوسیدشان و رفت....


انتهای پیام/170
گالری عکس
http://qomefarda.ir/1585
نظرات شما