قم فردا گزارش میدهد؛
دعوای والدین، زخمهایی همیشگی بر روان کودک

خانه که باید امنترین پناهگاه باشد، با هر دعوای والدین به مکانی ترسناک تبدیل میشود، کودک در این آشوب، خود را مقصر میداند و با احساس گناه و اضطرابی زندگی میکند که تواناییهای شناختی و عاطفی او را برای ساختن آیندهای سالم تحتالشعاع قرار میدهد.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «قم فردا» خانه، اولین کلاس درس زندگی و امنترین پناهگاه برای هر کودک است، جایی که باید در آن آرامش، عشق و احساس امنیت را بیاموزد؛ اما زمانی که این حریم امن، صحنه درگیریها و مشاجرات تلخ والدین شود، بنیانهای وجودی کودک متزلزل میگردد.
دعوای پدر و مادر، بهویژه اگر مزمن، شدید و غیرقابلحل باشد، چیزی فراتر از یک جر و بحث ساده است؛ این پدیده به یک عامل استرسزای سمی تبدیل میشود که روان کودک را به شیوههای عمیق و گاه جبرانناپذیری تحتتأثیر قرار میدهد.
کودکان در چنین محیطی، دائماً در حالت جنگ یا گریز به سر میبرند و انرژی عاطفی آنان بهجای پرداختن به رشد سالم، صرف مقابله با اضطراب و ترس میشود.
پیامدهای کوتاهمدت این مشاجرات بر کودکان در گروههای سنی مختلف به نحوی است که در خردسالان زیر سه سال، مشکلات خواب مانند کابوس، شبادراری، مشکلات گوارشی، بهانهگیری و گریههای مداوم، وابستگی شدید به یکی از والدین و ترس از غریبهها است.
در کودکان پیشدبستانی سه تا ۶ سال؛ بروز رفتارهای بازگشتی مثل مکیدن انگشت، ترسهای غیرمنطقی، پرخاشگری، قشقرق بهپاکردن و مشکلات در مهارتهای کلامی و در کودکان دبستانی هفت تا ۱۲ سال؛ افت شدید عملکرد تحصیلی، مشکلات تمرکز، شکایتهای جسمانی مثل دلدرد و سردرد، احساس شرم از خانواده و پنهانکاری در برابر دوستان و یا انتخاب یکی از والدین بهعنوان نفر خوب و طرد دیگری را دارد.

مائده آرزومندی در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «قم فردا» با شاره به مهمترین تأثیرات دعوای والدین بر کودکان در کوتاهمدت و بلندمدت اظهار داشت: در کوتاهمدت مشکلاتی مانند اضطراب، گریه، شبادراری و مشکل در تمرکز و در بلندمدت نیز مشکلاتی نظیر افزایش خطر اضطراب، افسردگی، مشکلات شدید در روابط صمیمانه و کاهش اعتمادبهنفس در بزرگسالی، برای آنان به وجود میآید.
وی با اشاره به تفاوت تعارض منطقی در مقابل تخریبگر گفت: تعارض سازنده و محترمانه میتواند یک درس زندگی باشد؛ اما تعارض مخرب که همراه با فریاد، تحقیر، توهین یا خشونت باشد، بهشدت آسیبزاست.
روانشناس بالینی با اشاره به پیامدهای این مشاجرات بر کودکان در گروههای سنی مختلف بیان داشت: نوزادان به تن صدا واکنش نشان میدهند. کودکان پیشدبستانی خود را مقصر میدانند و نوجوانان ممکن است دچار خشم و رفتارهای پرخطر شوند.
وی با اشاره به راهکار کلی برای کاهش آسیب گفت: مدیریت تعارض و دوری از دعوا در حضور کودک ضروری است؛ اما اگر رخ داد، قدم کلیدی ترمیم است که صحبتکردن با کودک، اطمینان از دوستداشتن و توضیح که مشکل بزرگترهاست، چارهساز خواهد بود.

نقش کودک بهعنوان قربانی منفعل تنها نقش ممکن در این سناریوی دردناک نیست، کودکان بسته به سن، جنس و ساختار شخصیتیشان، راهکارهای مقابلهای متفاوتی را برای زندهماندن در این میدان مین عاطفی توسعه میدهند.
برخی به قهرمان خانواده تبدیل میشوند؛ سعی میکنند با موفقیتهای تحصیلی یا شوخطبعی توجه والدین را از مشکل منحرف کنند و بار عاطفی آنان را کاهش دهند.
برخی دیگر در نقش کودک گمشده ظاهر میشوند؛ آنها به درون خود فرومیروند، کمحرف و منزوی میشوند تا اصلاً دیده نشوند و جرقهای برای شروع درگیری نباشند.
گروهی نقش مصلح را بازی میکنند و باوجود سن کم، میان والدین میانجیگری میکنند که بار سنگین و نامناسبی بر دوش آنان است.
این نقشها اگرچه مکانیسمهای دفاعی ضروری برای تحمل شرایط هستند، اما هویت واقعی کودک را مخدوش میکنند.
کودک بهجای پرداختن به نیازها و علائق طبیعی سن خود، مجبور است انرژی خود را صرف مدیریت هیجانهای بزرگسالان کند. این فرزند والدی یکی از مخربترین اشکال مرزشکنی در خانواده است که سالها بعد نیز در قالب احساس مسئولیت افراطی نسبت به شادی دیگران و فرسودگی عاطفی خود را نشان میدهد.
بحث سازنده، متمرکز بر موضوع خاص، با احترام متقابل، بدون فریاد، توهین، تحقیر یا خشونت فیزیکی. در این حالت، والدین به کودک نشان میدهند که چگونه میتوان یک مشکل را با گفتوگو و آرامش حل کرد و در نهایت به صلح و آشتی میرسند. این حتی یک فرصت آموزشی ارزشمند است.
دعوای مخرب، شامل تهدید، فحش، شکستن وسایل، سکوت سنگین و قهر طولانیمدت، زیر سئوال بردن شخصیت طرف مقابل و مهمتر از همه، کشیدن کودک به میانه درگیری؛ مثلاً مجبور کردن کودک به انتخاب طرف است که اینها همان عوامل آسیبزا هستند.

مینو رحیمی در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «قم فردا» با اشاره به تأثیر نزاع بر مغز در حال رشد کودک اظهار داشت: استرس مزمن، ترشح مداوم هورمون کورتیزول را به همراه دارد که برای مغز در حال رشد سمی است. میتواند به حافظه و یادگیری آسیبزده و سیستم پردازش ترس را بیشفعال کند.
وی با اشاره به تأثیر نزاع بر کنترل مدیریت هیجانات کودکان گفت: کودکان اغلب در بیسوادی هیجانی رشد میکنند، در شناسایی و مدیریت احساساتی مثل خشم و غم مشکل دارند که به طغیان خشم یا بیحسی عاطفی منجر میشود.
روانشناس کودک با اشاره به انتقال تأثیرات منفی به نسل بعد بیان داشت: از طریق مکانیسمهای اپیژنتیک، استرس میتواند بر بیان ژنها اثر بگذارد و نسل بعد را در برابر اضطراب آسیبپذیرتر کند، اگرچه این سرنوشت قطعی نیست.
وی با اشاره به حیاتیترین راهکار برای والدین ابراز داشت: مدیریت تعارض و حفاظت از کودک در برابر صحنههای خشونتبار. اما نکته کلیدی، ترمیم رابطه پس از درگیری با گفتوگو و اطمینانبخشی به کودک است.

دعوای والدین، میراثی از زخمهای نامرئی برای کودک بهجای میگذارد؛ زخمهایی که ممکن است سالها پس از خاموششدن صدای فریادها، همچنان در تصمیمات، روابط و خودشناسی فرد طنینانداز باشد.
با این حال، آگاهی نسبت به این تأثیرات عمیق، اولین و ضروریترین گام برای پیشگیری و مداخله بهموقع است.
هیچ خانوادهای عاری از تعارض نیست، اما هر خانوادهای میتواند بیاموزد که چگونه این تعارضات را به شیوهای مدیریت کند که بهجای تیشه زدن به ریشه اعضای ضعیفتر خود، پلی برای درک متقابل و رشد تابآوری باشد.
سرمایهگذاری برای یادگیری مهارتهای ارتباطی و حل تعارض، در حقیقت سرمایهگذاری برای سلامت روان نسل آینده است.
خبرنگار: محمدعلی رجبی
انتهای خبر/150
دعوای پدر و مادر، بهویژه اگر مزمن، شدید و غیرقابلحل باشد، چیزی فراتر از یک جر و بحث ساده است؛ این پدیده به یک عامل استرسزای سمی تبدیل میشود که روان کودک را به شیوههای عمیق و گاه جبرانناپذیری تحتتأثیر قرار میدهد.
کودکان در چنین محیطی، دائماً در حالت جنگ یا گریز به سر میبرند و انرژی عاطفی آنان بهجای پرداختن به رشد سالم، صرف مقابله با اضطراب و ترس میشود.
پیامدهای کوتاهمدت این مشاجرات بر کودکان در گروههای سنی مختلف به نحوی است که در خردسالان زیر سه سال، مشکلات خواب مانند کابوس، شبادراری، مشکلات گوارشی، بهانهگیری و گریههای مداوم، وابستگی شدید به یکی از والدین و ترس از غریبهها است.
در کودکان پیشدبستانی سه تا ۶ سال؛ بروز رفتارهای بازگشتی مثل مکیدن انگشت، ترسهای غیرمنطقی، پرخاشگری، قشقرق بهپاکردن و مشکلات در مهارتهای کلامی و در کودکان دبستانی هفت تا ۱۲ سال؛ افت شدید عملکرد تحصیلی، مشکلات تمرکز، شکایتهای جسمانی مثل دلدرد و سردرد، احساس شرم از خانواده و پنهانکاری در برابر دوستان و یا انتخاب یکی از والدین بهعنوان نفر خوب و طرد دیگری را دارد.

مائده آرزومندی در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «قم فردا» با شاره به مهمترین تأثیرات دعوای والدین بر کودکان در کوتاهمدت و بلندمدت اظهار داشت: در کوتاهمدت مشکلاتی مانند اضطراب، گریه، شبادراری و مشکل در تمرکز و در بلندمدت نیز مشکلاتی نظیر افزایش خطر اضطراب، افسردگی، مشکلات شدید در روابط صمیمانه و کاهش اعتمادبهنفس در بزرگسالی، برای آنان به وجود میآید.
وی با اشاره به تفاوت تعارض منطقی در مقابل تخریبگر گفت: تعارض سازنده و محترمانه میتواند یک درس زندگی باشد؛ اما تعارض مخرب که همراه با فریاد، تحقیر، توهین یا خشونت باشد، بهشدت آسیبزاست.
روانشناس بالینی با اشاره به پیامدهای این مشاجرات بر کودکان در گروههای سنی مختلف بیان داشت: نوزادان به تن صدا واکنش نشان میدهند. کودکان پیشدبستانی خود را مقصر میدانند و نوجوانان ممکن است دچار خشم و رفتارهای پرخطر شوند.
وی با اشاره به راهکار کلی برای کاهش آسیب گفت: مدیریت تعارض و دوری از دعوا در حضور کودک ضروری است؛ اما اگر رخ داد، قدم کلیدی ترمیم است که صحبتکردن با کودک، اطمینان از دوستداشتن و توضیح که مشکل بزرگترهاست، چارهساز خواهد بود.

نقش کودک بهعنوان قربانی منفعل تنها نقش ممکن در این سناریوی دردناک نیست، کودکان بسته به سن، جنس و ساختار شخصیتیشان، راهکارهای مقابلهای متفاوتی را برای زندهماندن در این میدان مین عاطفی توسعه میدهند.
برخی به قهرمان خانواده تبدیل میشوند؛ سعی میکنند با موفقیتهای تحصیلی یا شوخطبعی توجه والدین را از مشکل منحرف کنند و بار عاطفی آنان را کاهش دهند.
برخی دیگر در نقش کودک گمشده ظاهر میشوند؛ آنها به درون خود فرومیروند، کمحرف و منزوی میشوند تا اصلاً دیده نشوند و جرقهای برای شروع درگیری نباشند.
گروهی نقش مصلح را بازی میکنند و باوجود سن کم، میان والدین میانجیگری میکنند که بار سنگین و نامناسبی بر دوش آنان است.
این نقشها اگرچه مکانیسمهای دفاعی ضروری برای تحمل شرایط هستند، اما هویت واقعی کودک را مخدوش میکنند.
کودک بهجای پرداختن به نیازها و علائق طبیعی سن خود، مجبور است انرژی خود را صرف مدیریت هیجانهای بزرگسالان کند. این فرزند والدی یکی از مخربترین اشکال مرزشکنی در خانواده است که سالها بعد نیز در قالب احساس مسئولیت افراطی نسبت به شادی دیگران و فرسودگی عاطفی خود را نشان میدهد.
بحث سازنده، متمرکز بر موضوع خاص، با احترام متقابل، بدون فریاد، توهین، تحقیر یا خشونت فیزیکی. در این حالت، والدین به کودک نشان میدهند که چگونه میتوان یک مشکل را با گفتوگو و آرامش حل کرد و در نهایت به صلح و آشتی میرسند. این حتی یک فرصت آموزشی ارزشمند است.
دعوای مخرب، شامل تهدید، فحش، شکستن وسایل، سکوت سنگین و قهر طولانیمدت، زیر سئوال بردن شخصیت طرف مقابل و مهمتر از همه، کشیدن کودک به میانه درگیری؛ مثلاً مجبور کردن کودک به انتخاب طرف است که اینها همان عوامل آسیبزا هستند.

مینو رحیمی در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «قم فردا» با اشاره به تأثیر نزاع بر مغز در حال رشد کودک اظهار داشت: استرس مزمن، ترشح مداوم هورمون کورتیزول را به همراه دارد که برای مغز در حال رشد سمی است. میتواند به حافظه و یادگیری آسیبزده و سیستم پردازش ترس را بیشفعال کند.
وی با اشاره به تأثیر نزاع بر کنترل مدیریت هیجانات کودکان گفت: کودکان اغلب در بیسوادی هیجانی رشد میکنند، در شناسایی و مدیریت احساساتی مثل خشم و غم مشکل دارند که به طغیان خشم یا بیحسی عاطفی منجر میشود.
روانشناس کودک با اشاره به انتقال تأثیرات منفی به نسل بعد بیان داشت: از طریق مکانیسمهای اپیژنتیک، استرس میتواند بر بیان ژنها اثر بگذارد و نسل بعد را در برابر اضطراب آسیبپذیرتر کند، اگرچه این سرنوشت قطعی نیست.
وی با اشاره به حیاتیترین راهکار برای والدین ابراز داشت: مدیریت تعارض و حفاظت از کودک در برابر صحنههای خشونتبار. اما نکته کلیدی، ترمیم رابطه پس از درگیری با گفتوگو و اطمینانبخشی به کودک است.

دعوای والدین، میراثی از زخمهای نامرئی برای کودک بهجای میگذارد؛ زخمهایی که ممکن است سالها پس از خاموششدن صدای فریادها، همچنان در تصمیمات، روابط و خودشناسی فرد طنینانداز باشد.
با این حال، آگاهی نسبت به این تأثیرات عمیق، اولین و ضروریترین گام برای پیشگیری و مداخله بهموقع است.
هیچ خانوادهای عاری از تعارض نیست، اما هر خانوادهای میتواند بیاموزد که چگونه این تعارضات را به شیوهای مدیریت کند که بهجای تیشه زدن به ریشه اعضای ضعیفتر خود، پلی برای درک متقابل و رشد تابآوری باشد.
سرمایهگذاری برای یادگیری مهارتهای ارتباطی و حل تعارض، در حقیقت سرمایهگذاری برای سلامت روان نسل آینده است.
خبرنگار: محمدعلی رجبی
انتهای خبر/150
نظرات شما